![]() |
![]() |
|
|
تو مسافربودی امشب که مسافر آسمان گردیدی و به میهمانی ماه رفتی و جزئی از روشنایی آسمان گشتی، زمین در فراق و دوریت می سوزد. هر چند که جسم تو را در آغوش دارد. ولی بر آسمان غبطه می خورد که پذیرای روح توست. تو مسافر بودی، از مسافران عرفه که رب و ارباب دعایت را مستجاب کردند و عریضه شهادتت را امضاء نمودند. حال که نماز نیمه شب و زیارت عاشورایت تو را به زیارت یار رساند، حالا که از در باغ شهادت گذر کردی و قدح وصال را از دست اربابت نوشیدی و در عرش با پرستوهای مهاجر ملاقات کردی و همسفرشان گشتی، یادی از ما کن که در فراقت می سوزیم و به دور شمع شهادت همچون پروانه ایم. می دانم که زمین با بزرگی اش برای روح بزرگت کوچک بود و مجال پریدن به تو نمی داد. دلت برای یاران تنگ شده بود. از قافله عقب مانده بودی، می دانم که باید می رفتی و قسم شان می دادی که در حقت دعا کنند که شهادت نصیبت گردد. دیدی که بی وفا نبودند و رسم رفاقت را خوب به جا آوردند. و تورفتی به جایی که آروزیش را داشتی، ولی بدان که هنوز صدای زمزمه های یاحسین و یازهرایت به گوش می رسد. هنوز هق هق گریه هایت را در مراسم عزاداری می شنوم و کبودی سینه ات را می بینم. هنوز با خنده های قشنگت زندگی می کنم و خاطرات خوب با تو بودن است که مرا زنده نگه می دارد. پس زندگی می کنم تا به یادگارت بیاموزم که پدرش مردی بود از تبار یاران و مردان بزرگ که آرزویش پیوستن به حق و حقیقت بود. و این مرد در یک روز زمستانی، با همسفرانش از این دنیا کوچ کرد و به دیار معبود شتافت. و اکنون این این یازده ستاره هر شب در آسمان شهرمان می درخشند تا هیچ گاه از یاد نبریمشان.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:10 توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| پیوندهای روزانه |
|
کلیپ یاد امام و شهدا پخش مستقیم از حرم علمدار کربلا شهید مرتضی بصیری خورشید خیبر صدای پای عشق عرشیان خاک نشین آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|